تبلیغات
ترانه های امید - داد من و دل
زندگی پنجره ایست رو به آسمان گاهی ابری دلگیر گاهی آفتابی دلباز
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

[cb:blog_page_title]

داد من و دل

 ای دل من ، ای دل شکسته من ، تو  چقدر ساده ای ، باز هم در راه عشق به بن بست رسیده ای.
چه با اطمینان عاشق شدی و به خود میبالیدی  و چه لحظات شیرینی را با عشق سپری کردی.
 
اما پایان قصه عشقت آنقدر تلخ بود، که همه ی آن لحظات شیرین را با خود به گرداب برد.
غرورت را شکستی ، باز  به  هر ساز اون رقصیدی ، با هر اخم اون خرد و با هر تبسم اون شاد شدی ، هر روز بهونه ای جدید آورد و تو باز اونو خواستی روزی گفت دوست هم باشیم روز دگر برادر و امروز غریبه ،   این همه خودت را زیر پای آن بی وفا خورد کردی اما هنوز هم بیخیال او نشده ای.! چقدر تو دیوانه ای ، ای دل ساده من.
 به تو حق میدهم ای دل ساده من ، به تو حق میدم که اینگونه خودت را برای یک بی وفا خورد و شکسته کنی. ای دل ساده من میدانم اگر این بار در باتلاق عشق فرو روی دیگر کسی نیست که تو را نجات دهد. در این دنیا دیگر نه عشقی اینگونه نصیبت می شود و نه دلی اینگونه اسیرت میشود.

برای خودت تو رویاها قصری ساخته بودی و ملکه اون با اسب سفید فرض کرده بودی حال که نه قصری هست نه ملکه ای و باز تنهای تنها شدی .
قحطی محبت و عشق آمده و دلهای عاشق همه در به درند ه ، همه آنها به ظاهر عاشق ودر باطن در بر وقت کُشی اند . ای دل عاشق و شکست خورده ام  کی دوباره شاد خواهی شد .
 
چشمهای مرا هم دریاب، به خدا دیگر یک قطره اشک هم در آن نیست. چشمهایم دیگر سوی دیدن ندارند . به خاطر تو جسم خسته و رنجور افتاد ،  گوشه بیمارستان ولی باز تو دست بردار نیستی .
تو عاشق دلی هستی که سنگ شده و یک ذره ای  هم تو را درک نمی کند.
 
اگر درک می کرد حال و هوای تو اینگونه ابری و دلگرفته نبود.
با اینکه می دانی عاشق یک دل سنگ هستی ، عاشق یک بی وفا و بی محبت هستی اما باز مثل دیوانه هایی که امیدوار به زندگی هستند با او مانده ای.  ولی تا کی .
تو با ماندنت با یک بی وفا دو چشم بی گناهم را از من گرفتی و مرا در آتش عشق بی فرجامت سوزاندی! ای دل  ، بی خیال آن بی وفا شو! او دیگرمال تو نیست! او دیگر هوایت را ندارد و قدرت را نمی داند. تو داری از بین می ری ولی اون هر روز مغرور تر ، آخر تا به کی این جسم و جان رنجور هوایت ر ا داشته باشند .تو باید بدانی او دیگر مال تو نیست، مثل گذشته مجنون تو نیست.
تو دیگر خریداری نداری ، تو برای اون مردی ، چون یک دل شکسته و در به دری،دلی هستی که هنوز در گرو یک دل بی وفایی،دل هیچکس دیگر با تو نیست ، چون دیگر کسی عاشق یک دل شکسته و سوخته ای  مانند تو نمی شود.  ای دل ساده من ،  در همان قفس سرد و بی محبتی که ساختی و  اسیری بسوز و نابود شو، چون  خودت وارد آنجا شدی ، گریه سر کن ، ناله به عرش ببر ، اما بدان که دیگر او مال تو نیست.

دگر درمان دلت ، دیر شد دل                       چه زود از سیر عالم ، سیر شد دل

دل پیران جوان دیدم ، ولی من                     جوان  بودم  که  ناگه ،  پیر شد دل



نوشته شده توسط :امید احمدی
چهارشنبه 30 آذر 1390-10:50 ق.ظ
نظرات() 

الهام
شنبه 10 دی 1390 11:49 ق.ظ
ببخشید ولی راجع به نظرت در مورد مشکل جواد میخواستم بگم بعضی آدمها تو رو فقط به خاطر پول میخوان اگه پول نداشته باشی میرن ...اگه کسی رو بخوای باید به خاطر وجود خودش بخوای نه منافعت ..البته این نظر منه
الهام
شنبه 10 دی 1390 10:31 ق.ظ
سلام خوبی...
یه سوال ...چه جوری کسی رو که دوست داری و بهش هیچ وقت نمیرسی رو فراموش کنی برای همیشه ...
الهام
پنجشنبه 8 دی 1390 11:29 ق.ظ
سلام دوست گلم ... وبلاگ قشنگی داری
اگه دوس داشتی به من هم یه سر بزن...مرسی
پاسخ امید احمدی : چشم حتماً
لبخند زندگی
چهارشنبه 7 دی 1390 01:06 ب.ظ
جالبه.ممنون!
مریم
چهارشنبه 7 دی 1390 12:56 ب.ظ
سلام خوبی دوست عزیز
آپم بدو بیااااااااااااااااااااااااا
باییییییییی
شقایق
چهارشنبه 7 دی 1390 10:49 ق.ظ
اندیشه­ات را شخم بزن

بذری بکار که ندانیش چه حاصل است

بگذار تا به همت سروَت

ثمر به انگبین باشد

سلام خوبی دوست خوبم
دلم تنگ شد اومدم یه سر بزنم
دختراسمانها
سه شنبه 6 دی 1390 11:33 ب.ظ
سلام خوبی چه وب باحالی از داستانت خوشم خیلی جالب بود واقعا دل ما چقدر غم داره
پاسخ امید احمدی : باز هم دوست خوبم آدرس ننوشتی
ولی باز ممنون از لطف شما
فاطمه.ن
سه شنبه 6 دی 1390 04:47 ب.ظ
یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

"دوره گردم دار قالی میخرم

دست دوم،جنس عالی میخرم

کوزه و ظرف سفالی میخرم

گر نداری شیشه خالی میخرم"

اشک در چشمان بابا حلقه بست

ناگهان آهی زد و بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت،ولی این زندگیست؟

سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از او خواهرم دلگیر بود

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم که لک برداشته

دست خوش رنگش ترک برداشته

بازهم بانگ درشت پیرمرد

پرده ی اندیشه ام را پاره کرد

"دوره گردم دار قالی میخرم

دست دوم،جنس عالی میخرم..."

خواهرم بی روسری بیرون پرید

آی آقا سفره خالی می خرید؟

قیصر امین پور
پاسخ امید احمدی : جواب دوره گردی بدم
دوره گرد کوچه ها گشتم، خدایا امانم ده
آواره کوی بیابان گشته ام ، خدایا امانم ده
از خودم گفتم ببخشید
شقایق عاشق
سه شنبه 6 دی 1390 02:42 ب.ظ
داداش شما تو جواب من تو نظرات قبلیم 2تا غلط املایی داشتیدا

توهین درسته

خواننده درسته

تصحیحش کنید ابرومونو بردین
جناب مهندس
پاسخ امید احمدی : آخ خواهر گلم ببخشید
نظرات زیاد بودن و من مجبور بودم تند تند تایپ کنم ولی مرسی از نکته سنجی تان
باران
سه شنبه 6 دی 1390 01:32 ب.ظ
بزرگترین الماس جهان آفتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه میدرخشد
چارلی چاپلین

بی خیال دنیا کار دنیا همینه

با اجازه لینکتون کردم اگه دوست داشتی لینکم کن
پاسخ امید احمدی : گاهی این الماس بی مهری می کنه و پشت ابرها میره
مرسی عزیزم بزرگترین الماس دوستان خوبی مثل شمایند که همیشه می درخشید
سارا
سه شنبه 6 دی 1390 11:52 ق.ظ
بانظرت موافقم بازم سرم بزن
پاسخ امید احمدی : چشم دوست عزیز فک کنم غلط املایی هم داشتم به بزرگی خودتون ببخشید لب تابه و گاهی دو حروف رو با هم میزنم
شقایق عاشق
دوشنبه 5 دی 1390 11:28 ب.ظ
پاسخ امید احمدی : همیشه خندون باشید
شقایق عاشق
دوشنبه 5 دی 1390 11:27 ب.ظ
یه چیزی خوشم میاد اخر کامنت ها جوابشو مینویسید تو وبلاگتون

من خیلی این کارو دوست دارم

جواب منو هم بنویسید
پاسخ امید احمدی : ببینید دوست عزیز من خیلی دوست دارم که جوابهایی که در نظرات میدن تعریف یا تمجید نباشه چون من وقتی از نظرات خوشحال می شم که خواننده خودش رو در اون حال ببینه و ناخداگاه شروع به نوشتن کنه من همیشه مطالبی رو که می خونم با این درک می رم جلو و شده تا بحال دوستان از دست من ناراحت و توهین و ناسزا بهم بگن ولی من درست یا غلط درک ذهنیمو می نویسم
parisa
دوشنبه 5 دی 1390 12:30 ب.ظ
سلام
لینک شدین
خواستی لینکم کنی با اسم (( رهگذر مهتاب)) بلینک
ممنون
[بدرود]
پاسخ امید احمدی : چشم حتماً در اولین فرصت
ساحل
دوشنبه 5 دی 1390 09:47 ق.ظ
سلام داداش، ممنون شما هم لینک شدی
پاسخ امید احمدی : مرسی خواهر عزیز
شقایق
دوشنبه 5 دی 1390 08:05 ق.ظ
در این باران سیل آسا

چه کس بیند غم من را

که بیند اشکهای چون حبابم را

که چون بیند گل رز را و خارش را

بگوید ترک چشمانم

که میگوید به من ای یار زیبایم

چرا گریه

چرا ماتم

چرا درد و غم و اندوه

آه

اما خداوندا تو را شاکر

اگر من شادمان بودم

نمیدانم که بودم یاد تو یا نه

نمیدانم نمیدانم...

سلام ممنونم از حضورت دوست خوبم
پاسخ امید احمدی : خواهش می کنم
نفس.آنیتا.آتنا
یکشنبه 4 دی 1390 11:38 ب.ظ
آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت
واژه امید از چشمان من دزدید و رفت
او که عمری با غزلهای دلم خو کرده بود
عاقبت از ایل چشم شاعرم کوچید و رفت...
سلام دوست عزیزممنون ازحضورگرمت شماباافتخارلیتک شدی
ماروباعنوان تنهادل مادل نیست لینک کن
پاسخ امید احمدی : لینکتون کردم موفق باشید
ارزو
یکشنبه 4 دی 1390 09:59 ب.ظ
لینک شدی رفیق
پاسخ امید احمدی : مرسی
مجید محمد پور
یکشنبه 4 دی 1390 08:44 ب.ظ
سلام

تقدیم به شما دوست عزیز:


خدای عزیزم

>اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،

>زیباست (چون دلی زیبا داره)،

>درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،

>قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)

>خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.

>خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما.

آپم ! با حضورتون سرافرازم کنید.
پاسخ امید احمدی : چشم به روی دیده سر می زنیم
گلی
یکشنبه 4 دی 1390 06:08 ب.ظ
پاسخ امید احمدی : شما خودتون گلید گلی خواهر عزیزم
(آجی رزآبی)
یکشنبه 4 دی 1390 05:31 ب.ظ
وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شاید از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توی وجودت انباشته
شده، فریاد دردت رو دوا نمیکنه، اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما میتونه خیلی راحت تو را از این دنیای مسخره نجات بده...

پاسخ امید احمدی : آجی ممنون ولی گاهی آدم دوست داره این دنیا رو بده ولی با یادش زنده باشه
blackpearl
یکشنبه 4 دی 1390 04:24 ب.ظ
سلام....مرسی زیبا بود و دلنشین....به ما هم نیم نگاهی.....
پاسخ امید احمدی : چشم حتماً در اولین فرصت
بهار
یکشنبه 4 دی 1390 12:00 ق.ظ
زیبا بود موفق باشی
پاسخ امید احمدی : ممنون از لطف شما
صدف
شنبه 3 دی 1390 10:42 ب.ظ
کاش‌ می‌شد که‌ روزی‌، دلم‌ را

مثلِ بذری‌ بکارم‌ که‌

فردا

باروَر گردد و نسل‌ عشّاق‌

از محیطِ زمین‌ برنیفتد.
پاسخ امید احمدی : ممنون برای همینه که صدفید و دلتون مروارید
ساحل
شنبه 3 دی 1390 09:39 ب.ظ
سلام داداش، مرسی از لطفت، با نام وبم ساحل آرام لینکم کن....
نظر لطفته داداش....
پاسخ امید احمدی : خواهش می کنم چشم به روی دیده منت
نفس.آنیتا.آتنا
شنبه 3 دی 1390 09:00 ب.ظ
سلام وبلاگ ومطالبه زیبایی داری خوشحال میشم به وبلاگ ما3خواهرهم سربزنی
اگه باتبادل لینک موافق بودی حتماخبرم کن وبگوباچه اسمی بلینکمت؟؟؟
پاسخ امید احمدی : چشم به روی چشم
نفس.آنیتا.آتنا
شنبه 3 دی 1390 09:00 ب.ظ
سلام وبلاگ ومطالبه زیبایی داری خوشحال میشم به وبلاگ ما3خواهرهم سربزنی
اگه باتبادل لینک موافق بودی حتماخبرم کن وبگوباچه اسمی بلینکمت؟؟؟
پاسخ امید احمدی : چشم خبرتون می کنم
مهدی
شنبه 3 دی 1390 08:40 ب.ظ
سلام
ممنونم از حضور تون

مطلب تون منو یاد یه جمله میندازه
که دلم نمیخواد بگم
در حقیقت یه متنی که خودم نمیدونم درسته یا نه
همواره شاد باشید
در پناه بهترین یار
پاسخ امید احمدی : ای کاش می گفتید چون من بیشتر به انتقاد دل خوشم نه تعریف
مهنار
شنبه 3 دی 1390 08:25 ب.ظ
ممنون که سر زدی
وبلاگت قشنگه
مخصوصا مطلب داد من و دل...
پاسخ امید احمدی : خواهش می کنم برزگی شما رو می رسونه باز هم به شما سر خواهم زد
شکوفه
شنبه 3 دی 1390 06:15 ب.ظ


حافظه‌ام همه چیز و همه کـَــس را فراموش می‌کند

خسته شدم بس که سائیدمش

و تو هر بار نمایان‌تر شدی . . .
پاسخ امید احمدی : گاهی کلمات از تعریف و وصف عشق عاجزند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






نمایش نظرات 1 تا 30